سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها‌ در برگشت به کربلا

شاعر : وحید محمدی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : مسمط

ای ابتـدای غربت بی‌انـتهـا فرات            ای شاهـد همیـشگی ماجـرا فرات

با دستِ بسته رفتم از این کربلا فرات            با داغ مانده بر دلـم از یار رفته‌ام


واللهِ پـیـر کـرده مرا در جـوانی‌ام            خرده مگیر نیـلی‌ام و ارغـوانی‌ام

دانی چرا چنین شده قـد کمانی‌ام؟            تا شام رفـته‌ام، سر بـازار رفـته‌ام

آه ای فرات، خسته‌ام از ماجرای شمر            یادم نرفته طعنه و آن حرف‌های شمر

مانده هنوز روی پرم، جای پای شمر            با چشم تار و پای پُر از خار رفته‌ام

بشنو که داغ روی دلم گشته منجلی            بازار شام و حرمله و دختر علی!

آهسته‌تر که بلکه عمو نشنود ولی            با عمه‌ام به مجـلس اغـیار رفته‌ام

نقد و بررسی

یک بند از شعربه دلیل مستند نبودن و همچنین عدم رعایت توصیه‌های علما و مراجع کلا حذف شد، در بحث غارت معجرها دو نکته مهم باید مورد توجه قرار بگیرد ۱ـ موضوع غارت معجر بر فرض بر اینکه صورت گرفته باشد با آنچه متاسفانه بصورت عام در اشعار آورده می‌شود بسیار متفاوت است، لازم است بدانیم در عرب آن زمان قسمتی از حجاب زنان (معجر)، پارچه‌ای بوده که در مقابل صورت قرار می‌گرفته و این جزء حجاب بوده است؛ همچنان‌که هم اکنون نیز در عراق، عربستان و بسیاری از کشورهای اسلامی این‌گونه حجاب دارند، از این‌رو حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در خطبه‌اشان در مجلس یزید فرمودند: وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ؛ دختران سول خدا را با صورت باز، شهر به شهر در معرض دید مردم قرار دادی! لذا آنچه در غارت معجرها مطرح است حذف این روبند صورت‌ها بوده است نه اینکه نعوذ بالله اهل بیت کشف حجاب شده‌اند همچنان که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هم بر همین موضوع اشاره می‌کنند که خود این نیز مصیبت بسیار بزرگ و دردناکی است ۲ـ گفتن و یادآوری غارت معجرها حتی در حد همان روبند صورت شایسته و سزوار اهل بیت نیست!!!  آیا اگر خود ما روزی ناموسمان به هر دلیلی همچون باد و... برای لحظاتی نتوانند حجاب خود را حفظ کنند آیا دوست داریم که یکسره به ما متذکر شوند که در فلان روز چادر خواهر، مادر و یا همسرمان را باد برده و ....  آیا ما از تکرار این حرف ناراحت نمی‌شویم؟؟ پس به هیچ وجه شایسته نیست این فاجعۀ تلخ را حتی بر فرض صحت آن بازگو و تکرار کنیم!!!